بیا تا مثل ابوذر زندگی کنیم

"ما خانه ی دیگری داریم که اثاثیه خوبمان را از پیش بدانجا می فرستیم."

 (ابوذر)

آیا ابوذر غفاری را می شناسی؟ آزاد مردی از ربذه را می گویم! ابوذر غفاری که بارها و بارها ستمدیدگان و محرومان را در مسجد جمع می کرد و آنان را علیه کاخ نشینان می شوراند و تحریک می کرد و با فریادی از خشم می گفت: الذین یکنزون الذهب و الفضه ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم. رو به معاویه می کرد و می گفت: "ای معاویه این کاخ را اگر از پول خود می سازی اسراف است و اگر از پول مردم خیانت."

به عثمان که بزرگترین جنایت را در حق بهترین و عزیزترین و بزرگترین صحابه رسول خدا کرد می گفت: "ای عثمان بدان و آگاه باش گدایان را تو گدا کردی و ثروتمندان را تو ثروتمند ساختی."

و در واپسین روزهای عمر او را به ربذه تبعید کردند. ابوذر می رفت تا در بیابان بی آب و علف خالی از همه چیز و پر از خدا زندگی کند. ابوذری که فقط خدا را داشت ووقتی علی (ع) و فرزندانش حسن(ع)و حسین(ع) در رفتن به تبعیدگاه او را مشایعت کردند حکومت معترض ایشان شد. که چرا مردی از مردان خدا و عزیزترین صحابه رسول را مشایعت کردید. مگر ابوذر چه کرده بود که خوشایند آنها نبود. بارها از او می شنیدند که می گفت: "برای روز حساب در روزهای گرم و سوزان روزه بگیرید. برای روز بزرگ سخن حق را بگویید و از سخن باطل خاموش باشید. از اموالتان ببخشید شاید از سختیهای آن آسوده شوید. دنیا را دو نیم کنید، نیم اول در جستجوی حلال و نیم دوم در طلب آخرت. ثروت را دو نیم کنید، نیم اول خرج خانواده و نیم دیگر را برای جهان دیگرتان بفرستید." او از رسول خدا شنیده بود که  به او می گفت: "ابوذر، به زودی بعد از من بلایی به تو خواهد رسید." و روزی که روی ریگهای داغ ربذه در حال موت بود، سیمای رسول خدا را می دید و گفته رسول خدا را به یاد می آورد. رسول خدا در مورد ابوذری که در تمام جنگها و غزوات در کنار محمد می جنگید سخن های زیادی گفته بود. گفته بود که: "ابوذر تنها زندگی می کند و تنها می میرد و تنها برانگیخته می شود" و چه مظلوم و  غریب و تنها در سرزمین خشک و برهوت ربذه در تنهایی جان به جان آفرین تسلیم کرد.

بیا تا مثل ابوذر زندگی کنیم وابوذر وار بمیریم.