شعر

بی پدر

به سر خاک پدر دخترکی                  صورت و سینه به ناخن می خست

که نه پیوند و نه مادر دارم                 کاش روحم به پدر می پیوست

گریه ام بهر پدر نیست که او              مرد و از رنج تهیدستی رست

زان کنم گریه که اندریم بخت              دام بر هر طرف انداخت گسست

شصت سال آفت این دریا دید              هیچ ماهیش نیفتاد به شست

پدرم مرد ز بی داروئی                     و ندرین کوی سه داروگر هست

دل مسکینم از این غم بگداخت            که طبیبش به بالین ننشست

سوی همسایه پی نان رفتم                  تا مرا دید در خانه ببست

همه دیدند که افتاده ز پای                  لیک روزی نگرفتندش دست

آب دادم به پدر چو نان خواست           دیشب از دیده ی من آتش جست

هم قبا داشت ثریا، هم کفش                دل من بود که ایام شکست

این همه بخل چرا کرد، مگر              من چه می خواستم از این گیتی پست

سیم و زر بود، خدائی گر بود             آه از این آدمی دیو پرست

پروین اعتصامی

به مناسبت رحلت حضرت رسول اکرم، محمد مصطفی (ص)

چهل حدیث

در سال چهلم عام الفیل و در چهل سالگی حضرت رسول اکرم محمد مصطفی(ص)  به پیغمبری مبعوث گردید .

چهل حدیث از حضرت رسول اکرم محمد مصطفی(ص) حامل نور و قرآن

1 – ناداری بلاست و از آن بدتر بیماری تن و از بیماری تن دشوارتر بیماری دل است .

2 – رحمت خدا بر کسی که از خدای خود شرم داشته باشد .

3 – افرادی که خدا را مسئول کارهای ناموفق خود می دانند ، گناهکارترین افراد هستند .

4 – در زندگانی از سه خصلت ناپسند دوری کن : حسد ، طمع ، کبر

5 – امروز به سالخوردگان احترام بگذارید تا فردا خردسالان به شما احترام بگذارند .

6 – چون اعمال گروهی بد شود ، مساجد خود را زینت دهند .

7 – به فرزندان خود شعر بیاموزید ، زیرا شعر ذهن آنها را شکوفا و قلب آن ها را نرم می کند .

8 – نادیده گرفتن نیکی ها و بی توجهی به نیکوکاران گناه است .

9 – انتظار ستایش و توجه بدون داشتن استحقاق ، دلیل نادانی و حماقت است .

10 – دانشمندی که از علم او سودی حاصل شود ، از هزار عابد بهتر است .

11 – هر کس عذرِ عذر خواهی را اگر چه راست باشد یا دروغ نپذیرد ، از شفاعت من بهره مند نخواهد شد .

12 – به من ایمان ندارد کسی که شب با شکم پر بخوابد در حالی که همسایه اش گرسنه است .

13 – دلاور واقعی کسی است که در حال غضب خشم خود را فرو خورد .

14 – هیچ چیز بهتر و بیشتر از زبان ، شایسته ی زندانی شدن نیست .

15 – هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد ، باید به وعده های خود وفا کند .

16 – در مقابل افراد متواضع ، تواضع کنید و در مقابل متکبران ، تکبر نمائید .

17 – هنگام سنجش اعمال در روز حساب ، هیچ چیز زیباتر از اخلاق نیکو نیست .

18 – فتنه و آشوبی که زخم زبان به پا می کند ، از ضربت شمشیر بدتر است .

19 – تنها به زیادی نماز و روزه و حج و شب زنده داری بعضی از مردم نگاه نکنید بلکه به صداقت و امانت آنها توجه داشته باشید .

20 – توانگر واقعی کسی است که قناعت پیشه کند و چشمش به دست دیگران نباشد .

21 – به یکدیگر هدیه بدهید ، زیرا هدیه محبت را زیاد می کند و دلگیری ها را از میان می برد .

22 – بپرهیزید از کاری که موجب عذر خواهی می شود .

23 – ایمانِ بی عمل و عملِ بی ایمان پذیرفته نیست .

24 – دنیا و آخرت مانند مغرب و مشرق است ، به هر یک نزدیک شوی از دیگری دور خواهی شد .

25 – انتظار ستایش از مردم ، چشم را کور و گوش را کر می کند .

26 – اگر می خواهید مقام بنده ای را در نظر خدا بدانید ، بنگرید که خلق خدا پشت سر او چه می گویند .

27 – دنیا ساعتی بیش نیست پس آنرا در اطاعت خدا بگذرانید .

28 – انسان با اخلاق خوش ، می تواند به درجه ی روزه داران و شب زنده داران برسد .

29 – سه چیز آفت دین است : فقیه خطاکار ، پیشوای ستمکار و مجتهد نادان .

30 – کسی که از زبان خود امساک و از مال خود انفاق کند سعادتمند است .

31 – هر کسی دنیا خواهد تجارت کند . هر کسی آخرت خواهد ، پرهیزگار باشد . هر کس دنیا و آخرت خواهد ، علم آموزد .

32 – برای رسیدن به موفقیت از دانشمندان بپرسید ،  با حکما گفتگو کنید و با فقرا همنشین شوید .

33 – هیچ کار خیری را برای ریا و جلب توجه مردم انجام مده .

34 – دانشمندان دارندگان دنیا و آخرتند ، دانشمندان وارث انبیاء هستند .

35 – بالاترین جهادها سخن حق است که در مقابل پیشوای ستمکار گفته شود .

36 – یک سفر در راه خدا ، از پنجاه حج بهتر است .

37 – کسی که چیزی را می داند و به آن عمل نمی کند ، مجاراتش از همه ی مردم شدیدتر است.

38 – هر کس به دنیا بی علاقه باشد مصیبت ها بر او آسان می گردد .

39 – خوابیدن با علم بهتر از نماز با جهل است .

40 – دو کس در دنیا هرگز سیر نخواهند شد : اول کسی که طالب علم باشد و دیگری کسی که طالب مال باشد .

 

 

 

حکایت

سگ دانا

روزی سگی دانا بر گروهی گربه می گذشت. وقتی به آنها نزدیک شد دید که به او اعتنایی ندارند و به خود مشغولند. ایستاد و آنها را نگاه کرد. یکی از گربه ها از جا برخاست، نگاهی به دوستانش کرد و به آنها گفت: "دعا کنید برادران مؤمن، من براستی می گویم که اگر دعا کنید و باز هم با حرارت و اشتیاق دعا و تضرع کنید فورا باران موش بر شما خواهد بارید."

سگ دانا چون حرف او را شنید در دلش خندید و از آنها روی برگرداند و با خود گفت: "چقدر این گربه ها ابله اند و چقدر چشم ادراکشان کور است! آیا در کتاب ها ننوشته اند، و آیا من و پدرانم نمی دانیم که آنچه با دعا و تضرع می بارد، موش نیست بلکه استخوان است."

برگرفته از کتاب پیامبر و دیوانه،

جبران خلیل جبران

حکایت

حکایتی از ذوالنون مصری، صوفی معروف نقل کرده اند که گفت: «در طواف کعبه جوانی را دیدم که جسمش لاغر شده و رنگش به زردی گراییده، به او گفتم آیا محبوبی داری؟ گفت: بلی؛ پس گفتم محبوب به تو نزدیک است یا از تو دور است؟ گفت: نزدیک است؛ پس گفتم او با تو همدل و موافق است یا مخالف توست؟ گفت: موافق است؛ پس گفتم سبحان الله! دوستی نزدیک و موافق، و تو در چنین صورت و وضع هستی؟ پس به من گفت: آیا نمی دانی که عذای عاقبت قرب، سخت از عذاب عاقبت بعد است؟» و جامی در سبحة الابرار این حکایت ذوالنون را چنین به نظم آورده است:...

ادامه نوشته

قطعه ادبی

شبنم و نيلوفر آبی

قطره شبنم آنگاه كه بر بستر مخملين نيلوفر آبي نشسته بود، با خود فكر مي كرد كه چقدر انتظار كشيده تا خورشيد طلوع كند وصبح شود. بر او سالياني گذشته بود تا رشد كند و شكل بگيرد. براو عمري گذشته بود تا متولد شود.عمري انتظار كشيد تا خورشيد دوباره طلوع كند و مي دانست كه همه هستي دست به دست هم داده اند تا او متولد شود. ناگها ن به خود آمد و ديد كه روي نيلوفر آبي زيبایی نشسته است...

ادامه نوشته

شعر

"حسن هنرمندی"

نا آشنا!

حلقه ها بر در زدم در وا نشد

حلقه بر در کوفتم بار دگر

آشنا با چشم من بام و در آن خانه بود

بانگ پایی آمد و گفتم که: بانگ پای اوست

این نشان آشنای نقش نا پیدای اوست

در، چو چشم دختری کز خواب برخیزد به ناز

باز شد آهسته و از آن میان-....

ادامه نوشته

قطعه ادبی

دلی را کز آسمان و دایره افلاک بزرگ تر است و

فراخ تر و لطیف تر و روشن تر،

بدان اندیشه و وسوسه چرا باید تنگ داشتن و عالم

خوش را بر خود چون زندان، تنگ کردن؟

چگونه روا باشد عالم چون بوستان را بر خود چو

زندان کردن؟

همچو کرم پیله، لعاب اندیشه و وسوسه و خیالات

مذموم بر گردِ نهادِ خود تنیدن، و در میان زندان

شدن و خفه شدن.

ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم.

شمس تبریزی

شعر

شکر و سپاس گویم از جان و دل شما را / در صبح و شامگاهان پنهان و آشکارا

ادامه نوشته

شعر

پور ایران

در درون دردی ز خون این شهیدان

کهنه دردی

بسته بر دل دارد اکنون

دل نگو

مانند لاله

داغ بر دل دارد اکنون

ادامه نوشته

شعر

صدايي  نكنيم

 يادمان باشد  از امروز  خطايي  نكنيم

 گر كه  زرد چوبه گران  شد  صدايي نكنيم ....

ادامه نوشته

شعر

افیون

 

تریاک، ای افیون سیاه ریشه بَرکَن

مرگت باد، مرگت باد.

ای دیو سیاه بیچارگی ها، مرگت باد

پادزهری در کجا پیدا کنم؟

تا براندازم زپا من خانمانش را.

ادامه نوشته