مقاله

جلوه هاي نوروز در تربت حيدريه

به جمشيدبر، گوهر افشاندند / مرآن روز را روز نو خواندند

سرسال نو هرمز فرودين / برآسوده از رنج تن، دل زكين

بزرگان به شادي بياراستند / مي و جام و رامشگران خواستند

چنين جشن فرخ از آن روزگار / بمانده از آن خسروان يادگار

نوروز در راه است و امروزو فرداست كه به خانه ي من و شما برسد،بوي عيد باخانه تكاني خانمها آغاز مي شود و با كشيدن دستي به سرو روي خانه و نيم دستي هم به سر و روي خود،همه چيز دوباره نو مي شود وهمه خود را براي نوروزآماده مي كنند...

ادامه نوشته

مقاله

یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا لی احسن الحال

آیین های نوروزی

به فر کیانی یکی تخت ساخت / چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت

جهان انجمن شد بر تخت اوی / فرو مانده از فره بخت اوی

به جمشید بر، گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند

چنین جشن فرخ از آن روزگار / به ما ماند از آن خسروان روزگار

ادامه نوشته

مقاله

صادق هدایت گلی در کویر ایران

زهی حالت خوب مرد سخن                  که مرگش به از زندگانی بود

نمی دانم آثار صادق هدایت را خوانده اید یا نه، به خصوص بوف کور را؛ اگر خوانده اید که دوباره بخوانیدش و اگر نخوانده اید بخوانید نه یک بار بلکه دو، سه و چهار بار تا بدانید هدایت چه می گوید. کتابی که صادق هدایت با نوشتن آن دوباره متولد شد. کتابی که می توان گفت با "پیرمرد و دریا"ی ارنست همینگوی و "دیوانه" ی آلبرکامو و "مسخ" کافکا و "تهوع" ژان پل سارتر برابری می کند. کتابی که در سال 1315 که صادق هدایت به هندوستان مسافرت کرد (به دعوت دکتر شیراز پور) کتاب مذبور را در تهران شروع و در آنجا به پایان برد و در همانجا به صورت پلی کپی با خط خودش - به علت سانسور در ایران - منتشر کرد که یکی از شاهکارهای اوست. در همانجا بود که نزدیک یک سال نزد استادش یکی از پارسیان هند (بهرام گور انکلساریا) به آموختن زبان پهلوی پرداخت و بر روی متون پهلوی تحقیق و درباره فارسی عهد ساسانیان کار کرد؛ که در بازگشت به ایران، بعضی از متون پهلوی را به زبان فارسی ترجمه کرد؛...

ادامه نوشته