سلام بر حسین

السلام علیک یا سید شهدا

سلام بر آن سرهای سرافراز و برلب و دندان هایی که هدف چوب خیزران قرار گرفت .

در رواق چشمهای اشکبارم ، نهر علقمه را نظاره گرم.

کینه ای دارم از خیزران که خورده بر لب. کاش نمی روییدند خیزران. کاش می خشکیدند بر لب رود.

 و نیز عقده ی وا نشده ای دارم در سوگ عدالت خواهانِ دشتِ خون و خرد و ستم ستیزان و ستمدیدگان دشت نینوا.

و لحظه ای که حسین ( ع) پرسید : اما من مغیث یغیثنا لوجه الله؟

آیا فریاد رسی نیست که به فریاد ما حق طلبان و ستم ستیزان برسد؟

دنیا از شرم در خود پیچید و گریست.

و اما دون صفتانِ و بد سیرتانِ دَدمنشِ جنگ طلبِ اموی، چه گستاخانه در مقابل او ایستاده بودند.

گویا دیوانگانی بیش نبودند و ظالمانی بیشتر و محجورانی!

هل من ناصر ینصرنی  تو هنوز طنین انداز است، از زمین تا کهکشان.

به زینب گفته بودی: خواب دیدی که می گویند: ای حسین بزودی نزد ما خواهی آمد .

و چه شیرین رفتی ای روح بلند عدالت و قصیده ی بلند حریت، حسین عطشان ، حسین شجعان.

و حسین عطشان در کربلا

و تبلور جمال و کمال، عطشان در نینوا

و منطق استبداد ستیز، عطشان در دشت نینوا

و زینب چیزی جز زیبایی در آنجا ندید، ما رَایت الاّ جَمیلا

سلام بر سالار شهیدان.

سلام بر لب عطش زده.

سلام بر آن جان بلا رسیده.

سلام بر سرهای سرافراز.

سلام بر عارفان در خون تپیده.

سلام بر تو ای موذن معبد عشق.

و سلام بر حسین ( ع )