خلاصه ای از زندگی مرحوم حاج شیخ علی اکبر مجتهد تربتی

عارف کامل، فیلسوف متّقی، خطیب شجاع و فقیه مبارز حاج شیخ علی اکبر در سال 1282 هجری قمری در بیت عالم مجاهد حاج شیخ مهدی دیده به جهان گشود، پدرش شیخ مهدی از خانواده ای متّقی، پرهیزکار و پارسا بود. وی علی اکبر را در نزد خویش به فراگرفتن قرآن تشویق نمود و علی اکبر در سن 5-6 سالگی قرآن را در نزد پدر فراگرفت و به رسم آن زمان و تشویق  و توصیه پدر مقدمات علوم حوزه را در تربت فراگرفته و برای ادامه تحصیلات حوزوی راهی حوزه مشهد مقدس می شود. پس از گذراندن دوره سطح برای ادامه تحصیلات عالی رهسپار نجف اشرف گردید که بعدها به پسرشان مرحوم حاج شیخ اسماعیل فرمودند : « من هر چی که خواستم از خدمت علی بن موسی الرضا (ع)  گرفتم.»

در نجف از حوزه درس استادانی هم چون آخوند ملا محمد کاظم خراسان (صاحب کفایه) بهره می برد که خود آخوند ملا محمد کاظم از استادانی هم چون شیرازی و شیخ انصاری بهره مند شده بود.

شیخ علی اکبر به عنوان یکی از شاگردان برجسته و مبرّز مکتب فقهی و اصولی آن زعیم عالیقدر (آخوند ملا محمد کاظم) مطرح می گردد. وی عالمی فقیه، عارف، خطیب و مجتهدی مبارز و مورد وثوق مردم بود. به موجب حکمی از استاد خود (آخوند ملا محمد کاظم خراسانی) مرجع بزرگ آن زمان به عنوان حاکم شرع تعیین می گردد که  در تربت و ولایت اطراف امور عامه را تصدی کند و مسئولیتهای سیاسی و اجتماعی را در جهت اهداف نهضت مشروطیت بر عهده بگیرد. ایشان در آن زمان به ریاست انجمن شهر تربت انتخاب و نماینده آخوند ملا محمد کاظم خراسانی می گردد.

وی دختر مرحوم (حاج ملا علی اکبر) را که مردی خیر، عالمی عارف و از تبار نیکان و صالحان بود به همسری اختیار می کند که (حاج ملا علی اکبر) جدّ سلامیها (حاج عبدالسلام و پسرانش شهابی ها) محسوب می شود.

حاج ملا علی اکبر که هم اکنون موقوفاتی در تربت دارد اقدام به ساختن مسجدی می کند که هنوز هم پابرجاست. حاج شیخ علی اکبر پس از اینکه داماد ایشان می شود و از نجف به تربت می آید در آنجا نماز اقامه می کند. امام جماعت مسجد به او واگذار شده و امام جماعت آن مسجد می شود. که هم اکنون آن مکان به مسجد شیخ علی اکبر معروف می باشد و سابقاً خیابان اصلی و اولیه تربت که راسته بازار بوده واز شمال به جنوب تا مرکز شهر ادامه داشته است، آن خیابان هم به خیابان حاج شیخ علی اکبر معروف بوده است.

حاج شیخ علی اکبر جلسات درس خود را در تربت حیدریه شروع می کند که همه فضلای سطح بالا و علما در دروس او منجمله در درس (کفایه الاصول و شرح منظومه) شرکت می کنند و بهره کافی و وافی از این عالم دانشمند می برند.

جلسات درسی و بحث در روزها و همچنین در شبها برگزار می شد و علما و فضلای آن دیار از اطراف و اکناف و ولایات در درس ایشان حاضر می شدند که از آن جمله می توان حاج آخوند ملا عباس راشد تربتی را نام برد.

حاج شیخ علی اکبر بعد از ملاقات و آشنایی با روحیات و اخلاقیات حاج آخوندملاعباس، تشخیص می دهد که وجود حاج آخوند در شهر بیشتر مثمر ثمر است تا در روستای کاریزک ناگهانی، لذا ایشان را به شهر فرا خوانده تا عامه مردم و علما بیشتر از ایشان بهره و استفاده ببرند.

حاج شیخ علی اکبر پس از هجرت حاج آخوند به تربت، به ایشان تکلیف می کند که در مسجد نماز را اقامه و امام جماعت مسجد را قبول کند که حاج آخوند امتناع نموده و حاج شیخ عای اکبر به حاج آخوندملا عباس راشد تربتی می گوید: « بر شما از لحاظ وظیفه دینی واجب است که این کار را بکنید.» و حاج آخوند که در مقابل این حرف راه گریزی ندارد، قبول می کند و در ادامه اقامت در تربت در مسجد شیخ یوسفعلی هم نماز را برپا می داشته است. هم چنین در بیشتر مساجد متروکه شهر نماز را اقامه می کرده تا آن مسجد متروکه و کم جمعیت احیا شود.

حاج شیخ علی اکبر به علت فعالیتهای مذهبی و سیاسی و صدور احکام (که حکومت مجری آن بوده) ناخوشایند عده ای محدود بوده است و چون خاری در چشم آنها بوده، مورد ترور قرار می گیرد و شبی که از مسجد به طرف منزل در حرکت بوده است و مرحوم آخوند گنابادی (چراغ دار) چراغ کش ایشان بوده (به علت تاریکی هوا) به جان ایشان سوء قصد می کنند که افراد مزبور موفق نمی شوند و تیرها به  آخوند گنابادی اصابت کرده و آخوند از بین می رود و مخالفین در تاریکی فکر می کنند که حاج شیخ علی اکبر را ترور کرده اند و فرار می کنند که بعدها دستگیر شده و به حکم خود حاج شیخ علی اکبر مجازات می شوند. از جمله تلاشها و مجاهدتهای وی می توان مبارزات ایشان را در از بین بردن فرقه بهایی ذکر کرد که به حکم ایشان تعدادی از آنها به هلاکت رسیدند و فرقه بهایی در تربت متلاشی می گردد.

از اقوام و بستگان حاج شیخ علی اکبر می توان برادرش حاج شیخ صادق را نام برد که شیخ صادق دارای چهار فرزند ذکور به نام های حاج شیخ علی ، حاج شیخ غلام حسن ، حاج شیخ ابوالقاسم و حاج محمد بود . برادرش حاج شیخ صادق بعد از مشاهده ترور وی و اختلافاتی در شهر در زمان مشروطیت تحصیل حوزوی را نیمه تمام گذاشت. دل سرد شده و تحصیلاتش را به پایان نرساند.

مرحوم حاج شیخ علی اکبر مجتهد تربتی دارای سه فرزند ذکور بوده که فرزند ارشد شیخ عبدالرزاق و فرزند دوم ایشان شیخ عباس که فردی باهوش و با استعداد سرشار بوده است که در واقعه زلزله خورق و قوزان حدود سال (1341-1340هـ ق) فوت نمود و سومین فرزند ایشان حجت الاسلام ولمسلمین مرحوم حاج شیخ اسماعیل که راه پدر را ادامه داده و پس از پایان تحصیلات در نجف اشرف به تربت بازگشت که برادر بزرگش شیخ عبد ارزاق در حق وی پدری کرد و در زمان تحصیلات ایشان حامی و پشتیبان برادر کوچکش شیخ اسماعیل بوده است.

مرحوم حاج شیخ اسماعیل خطیب و واعظ شایسته ای برای مردم تربت بوده اند که ایشان هم بعد از پدرش حاج شیخ علی اکبر امامت جماعت را در مسجد می پذیرد. مرحوم حاج شیخ علی اکبر مجتهد تربتی خدمات شایانی چه مذهبی و چه سیاسی و چه در حوزه درس و تدریس برای مردم تربت داشته است که هنوز نامش به نیکی یاد می شود.

وی در سن 48 سالگی در سال 1331 هـ ق (بنا به قولی ایشان را مسموم می کنند) دار فانی را وداع کرده و جان به جان آفرین تسلیم می کند و در تربت حیدریه ابتدای قبرستان محله بالا نرسیده به بی بی حسنیه دفن می شود و مزار ایشان هم اکنون قبله ی عارفان و زیارت گاه سالکان و دلسوخته گان می باشد که در حال حاضر مسجدی هم به نام مسجد حضرت علی در مجاورت مقبره ی ایشان ساخته شده است. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.