مفاخر تربت حیدریه
شرح مختصری از زندگی شاعر شهیر تربتی، شادروان " استاد علی اکبر گلشن آزادی"
استاد علی اکبر آزادی ، متخلص به " گلشن" در ششم جمادی الاولی سال 1319 هـ.ق در تربت حیدریه چشم به جهان گشود. در پنج سالگی در مکتب خانه نزد سیدی از اولاد پیغمبر به نام آقای مشلول به تحصیل فارسی و عربی پرداخت. دو سال بعد در هفت سالگی در سال 1326 هـ.ق پدرش را که از بازرگانان و تجار معروف خراسان و یزدی الاصل بود و 28 سال بیشتر نداشت، از دست داد؛ و علی اکبر را به جای پدر به حجره ی تجارت فرستادند. وی در همین مدت دو سال که در مکتب خانه بود، باهوش سرشاری که داشت از الفبا تا جامع المقدمات را فرا گرفت. با شیفتگی و شوق به شعر، فرهنگ و ادبیات و با مطالعه ی دواوین شعرا به دنبال شعر و شاعری رفته و به سرودن شعر روی می آورد. در چهارده سالگی برای مهارت در فن و رموز شعر و شاعری در تربت از محضر استاد میرزا محمد حسن سهیلی معروف به میزای سهیلی (که شرح زندگی آن مرحوم در شماره 90 نوید به اختصار آمد) استفاده می کند و کم کم با شعرا و چهره های ادبی مشهد همچون استاد " احمد بهمنیار" و استاد "محمود فرخ" آشنا شده و مستفیض می شود. در سن هجده سالگی در سال 1298 به قول خود استاد، به حکم اجبار سیاسی و امر حزبی از تربت حیدریه به مشهد عزیمت می کند و به ترتیب در روزنامه " مهر منیر" به سمت مدیریت داخلی و سپس در روزنامه ی " شرق ایران" شروع به کار می کند. در سال 1301 روزنامه "فکر آزاد" را با صاحب امتیازی استاد بهمنیار بنیان می نماید که بعد از دو سال تعطیل می شود. سپس تصدی روزنامه ی "خورشید" را که مسئولش "حاج مرتضی میرزا قهرمان" متخلص به "شکسته" که آزاد مردی از احرار و فضلا بوده است به عهده می گیرد. یک سال بعد در شهریور 1304 خودش امتیاز روزنامه " آزادی" را گرفته و تاسیس می نماید و تا سال 1319 که بیشتر جراید و روزنامه ها در آن سال در مشهد تعطیل و منحل می شود، روزنامه ی آزادی با اقتدار به کار خود مشغول بوده و یومیه مرتب چاپ و منتشر می شده است؛ و حتی در همان سال از سوی نخست وزیر وقت هم مورد تشویق قرار می گیرد. تا اینکه در شهریور 1320 با ورود نیروهای شوروی به مشهد، روزنامه با توقیف وحتی تبعید استاد، با فراز و نشیب هایی روبرو می شود که ناچارا انتشار روزنامه به هفته ای سه، دو و یک شماره تقلیل می یابد. استاد علی اکبر گلشن آزادی را می توان یکی از رجال سیاسی، نویسنده ای مبرز، روزنامه نگاری واقع بین و حقیقت جو و امانت دار و یکی از شعرای معروف خراسان و مورد افتخار تربتی ها به شمار آورد. ثمره ی زندگی استاد چهار فرزند ذکور می باشد. از استاد آثار زیادی به جا مانده که از مهمترین آنها موارد ذیل را می توان نام برد: 1)گلشن ادب 2)گلشن آزادی 3)دیوان اشعار، شامل بر پنج هزار بیت 4)داستان ها و دستان ها 5)شهری که به خون خلفا ساخته شده است 6)در تهران چه دیدم و چه شنیدم 7)مثنوی (شاهان وارون بخت) 8)مثنوی (گلشن شوق) 9)داستان ها از باستان ها
و اینک برای ختم کلام غزلی از استاد:
بر باد شد براه تو بود و نبود ما / این بود در معامله ی عشق سود ما
هستی و نیستی همه در اختیار تست / سلطان مطلقی تو بملک وجود ما
چون ما به حد غیر تجاوز نمی کنیم / ای کاش بد مصون زتجاوز حدود ما
ما با خیال دوست خموشیم و ای عجب / هستند جمله خلق بگفت و شنود ما
ما می رویم "گلشن" ازاین بوستان وهست/ اشعار ما به بزم جهان یاد بود ما
************
اگر خواهی ببینی روی حق را / بشوی از نقطه ی هستی ورق را
به عین نیستی هستی کسی یافت / که خواند از دفتر عشق این سبق را
ز خون عاشقان یک پرتو افتاد / که رنگین کرد دامان شفق را
وفا و راستی در کس ندیدم / بسی دیدم جماعات و فرق را
شدم مروم از وصل تو آری / فلک محروم دارد مستحق را
"غرض نقشی است کز ما باز ماند/که هستی را نمی بینم بقائی"