مقاله
چرا مردم مالیات نمی دهند؟!
مدتی است که رسانه ها، مردم و مجلس صحبت از مالیات بر ارزش افزوده را می کنند. کسبه محترم (الکاسب الحبیب الله) هم که دیگر تخمش را هم ملخ خورده است به این امر مهم معترض بودند, همان کسبه و بازاریانی که به عناوین مختلف از دادن مالیات تفره می روند ولی در عوض کارمندان محترم, مرتب سر برج مالیاتشان را از همان حقوق بخور و نمیری که می گیرند, می پردازند و اعتراضی هم ندارند که چرا مالیات می دهند. چرا که از روز اول که ناف کارمند را بریدند, به مالیات دادن عادت داشت و اگر هم عادت نداشت، چند ماه که از حقوقش مالیات را برداشتند، عادت کرد. من نمی دانم اگر همین مقدار کم مالیات حقوق بگیران و کارمندان نبود دولت چه گلی به سرش می گرفت. به نظر بنده ضعف دولت در اخذ مالیات از همه مردم و تبعیض در اخذ مالیات دلایل مختلفی دارد که من جمله می توان: عدم نظارت بر فروش کالا, جلوگیری از معاملات زیر زمینی, عدم نظارت بر ورود و خروج کالا های قاچاق - که سهم عمده از مالیات را باید بپردازند - کوتاه نکردن دست واسطه ها ، دلال بازی در بازار, نبود عدالت اقتصادی و داشتن اقتصادی مریض و بیمار گونه را می توان نام برد.
نکته ی مهم نظارت دولت می باشد که از بس سرش شلوغ است و با یک دست چند هندوانه را می خواهد بردارد؛ مهره ها هم که درست سر جای خود قرار نگرفته اند و کار هم دست کاردان نیست؛ متاسفانه نمی تواند بازار را کنترل و مدیریت کند تا بازرایان شفاف عمل کنند و دفتر و دستک و حساب و کتابی داشته باشند و تن به پرداخت مالیات بدهند و دست از پنهان کاری و زیرآبی زدن ها و نان به قرض هم دادن ها بردارند و سر موعد مالیاتشان را با جان و دل بپردازند. دولت هم خیلی روشن و واضح و شفاف مالیاتش را از سود سرشار معاملات بگیرد و صاحبان صنایع و بازاریان و بخصوص وارد کننده گان که نمی دانم از چه راه هایی و از چه اسکله هایی و با چه ترفند هایی اجناس قاچاق را بدون یک ریال پرداخت مالیات وارد کشور می کنند, نتوانند از پرداخت مالیات فرار کنند؛ اکنون هم که قرار است از یارانه ها هم استفاده کنند که این شکاف عمیق و فاصله ی طبقاتی عمیق تر خواهد گردید. کارمندان مالیات بده و بازنشسته ها هم با ضعیف شدن بنیه مالی دولت، حق و حقوقشان را نمی توانند بگیرند و مدام از دولت کریمه مطالبه دارند. دولت هم زیر دین کارمندان خود می ماند. چرا؟! شاید به دلیل ضعف دولت در شفاف سازی مبادلات تجاری و سامان دهی بازار خرید و توزیع و فروش کالا باشد و نتیجه آن می شود، که دولت نتواند حجم عظیمی از مالیات بر درآمد را از آنهایی که باید بگیرد, بگیرد و فقط از حقوق کارمندان، قبل ازپرداخت آن، مالیات و سهمش را بردارد در نتیجه می بینیم که بنیه مالی دولت روز به روز ضعیف تر می گردد. کارمندان هم که تا خرخره زیر قسط و وام رفته اند و کمرشان در زیر هزینه های زندگی شکسته و له و لورده شده, قدرت خریدشان روز به روز کمتر می شود، مدام چشم به اول برج داشته و نگران هستند که نکند خدایی نکرده دولت نتواند حقوقشان را هم به موقع پرداخت کند و همیشه نگران آینده ی معیشت خود هستند و از همه مهمتر دغدغه و نگرانی کار و ازدواج فرزندانشان را هم دارند.
"غرض نقشی است کز ما باز ماند/که هستی را نمی بینم بقائی"