سر سام

هر روز که روزنامه ها را ورق می زنیم با تیتر های درشت قتل و کشتار ، خودسوزی ، تجاوز به عنف ، نزاع و دعواهای خیابانی ، جنایت و خودکشی روبرو می شویم که فجایع وحشتناک و رقت باری را شرح داده است .

سرم سوت می کشد و با خود می اندیشم ؛ هنوز وقت آن نرسیده که به فکر جامعه ی از هم گسیخته و بد تربیت شده ی خودمان باشیم ؟ جامعه ای که امیدی به ارتقاء و پیشرفتی در امور تربیتی و بهتر زیستن در آن نیست - ان شاء الله که این جور نیست شاید باشد - تا کی در جامعه باید شاهد این گونه فجایع دلخراش بود ؟ هر روز شاهد آنیم که پدرانی سنگدل فرزند کشی می کنند و با انگیزه و عناوین مختلف و به جرم اینکه طرف معتاد است ، روانی شده ، عرصه بر او تنگ شده ، جیبش خالی است و...  دست به جنایت می زند و یا تلفن مشکوکی به پدرش شده است و او نابخردان فرزند دلبندش را درون چاه می اندازد و نابود می کند ؛ یا اینکه نتوانسته جلوی دخترش را بگیرد ، بد تربیت شده و نمی تواند او را در خانه نگه دارد ، با کمربند شلوار یا روسری او را خفه و نیست و نابود می کند . تا کی باید شاهد اسید پاشی ها توسط دیوانگانی عاشق نما در کوچه و برزن باشیم ؟ شاهد همسر کشی هایی باشیم توسط شوهرانی بی غیرت و متظاهر به مردانگی ، غیرت ورزی و غیرتمندی که حتی بویی از انسانیت و مردانگی هم نبرده اند ! چرا مادران عفیف ایرانی باید مخفیانه نوزادان شیر خوار خود را در سحرگاهی تلخ از پستان و آغوش گرم خود جدا کرده و در زیر یکی از پلهای شهر و یا احیانا گوشه ی خیابان و یا در دربند در مسجدی بگذارند و در کوی بد نامی ، خجلت و شرمساری ، واهمه و پشیمانی وا بمانند ؟

تا کی باید جوانان شاداب و پر انرژی ما در کوچه و خیابان با اسلحه سرد به جان هم بیفتند و در انظار قمه کشی راه انداخته و یکدیگر را کارد آجین و تکه و پاره کنند و خونشان آسفال خیابان ها را رنگین کند ؟ و در نهایت قاتل اظهار ندامت و پشیمانی را در دادگاه داشته و داغی بر دل مادر مقتول بگذارد . آن نقطه ی کور در آن لحظه ی طغیان و سرکشی را چرا روانکاوان ، روانشناسان ، جامعه شناسان ، قضات دادگستری مسئولین امور تربیتی پیدا ودرمان نمی کنند تا شاهد این گونه فجایع نباشیم . خود سوزی ها از برای چیست ؟ چرا زنان و دخترانی پیدا می شوند که خود را درون شعله های آتش می پوشانند و در شراره های آتش خود را نیست ونابود می کنند ؟ و سوختن در آتش را به سوختن در زندگی ترجیح می دهند ، چرا؟ انسانی آگاه - مگر می شود نا آگاه – در قرن 21 دخترش را در آتش بسوزاند ، که می سوزاند . چرا ؟ آیا این سوزاندن یک نوع پاک کردن است ؟ زن های شوهر کش چرا و با چه انگیزه ای شوهرانشان را می کشند ؟ زن های همسر کش به چه منظور معاونی در قتل برای خود اجیر می کنند ؟ مگر این کشور اسلامی تگزاس است که آدمکش اجیر می کنند ؟ در شهریار تهران چه خبر است ؟ روزی در دعوای خانوادگی لحظه ای با نارنجک و تفنگ به جان هم می افتند و دیگر روز با اسلحه کلت و کلاشینکف جنایت کرده قتل و خون ریزی به راه می اندازند . مگر میدان جنگ است یا اسلحه خانه پادگان که برای از بین بردن همسر و فرزندانش تعداد دو هزار فشنگ و چند قبضه اسلحه تهیه و نگهداری می کند ؟ مگر عملیات کماندویی و پارتیزانی انجام شده که در اندک مدتی در آپارتمان مسکونی از یک لوله تفنگ 800 تا 1200گلوله خارج شود و جان چند نفر را بگیرد و تعدادی را زخمی و لت و پار کند . قتل های سریالی توسط جانیان خدانشناس تا کی باید ادامه داشته باشد ؟ قتل هایی که از دو مقتول شروع می شود و تا هشت و... قتل را در بر می گیرد . تا کی باید شاهد آدم ربایی و کودک آزاری باشیم ؟ شاهد و نظاره گر آزار جنسی و شکنجه بچه های 2 تا 7-8 ساله و در نهایت قتل آنها باشیم . جواب مادران داغدار و کودکان مظلوم را چه کسی باید بدهد ؟ و این نابسامانی و از هم گسیختگی تربیتی تا کی ادامه خواهد داشت ؟ دخترانی که باید در مدارس راهنمایی تحصیل علم کنند ، میز و نیمکتشان در مدرسه خالیست و از خانه های فساد و عشرتکده های خصوصی مخوف در حاشیه و در گوشه و کنار شهرها سر در می آورند و اگر بلند پرواز تر باشند سر و کله شان در جزیره ها و شیخ نشین ها (دبی).... پیدا می شود ، چرا ؟ شاید من معلم هم (نگارنده) مسئول باشم ! حتما ! من معلمی که این نونهالان و این جوانه ها را تربیت می کردم ، ضعف داشته یا غفلت ورزیده ام و وظیفه ام را درست انجام نداده ام ، شاید . کنکاش در این گونه مسائل و گناه را به گردن این و آن انداختن نیاز به بحث و گفتگوی گسترده دارد و در اینجا یکه به قاضی رفتن مناسبتی نخواهد داشت . در هر صورت بیایید تا گره ای از مشکلات بگشاییم . بیایید دست در دست هم دهیم به مهر و جامعه ی خویش را کنیم آباد ! همه و همه باید کمک کنند . این مهم نیاز به همکاری ، همدردی و دلسوزی همگان دارد بیایید تا بستر جامعه و بخصوص بستر خانواده را محیطی امن و با عطوفت و مهربانی برای بچه ها و جوانانمان آماده کنیم و از تبعیض بپرهیزیم. همیشه عیب دیگران را به رخشان نکشیم و سعی در بر طرف کردن عیب خود داشته باشیم . آمارهای قتل و جنایت و ناهنجاری های کشور های اروپایی و آمریکایی را به رخشان نکشیم و همیشه متذکر آن نباشیم که مثلا در آمریکا چندین و چند پدر و برادر به دختران و خواهران خود تجاوز کرده اند . یا در فلان مدرسه و دانشگاه ، دانش آموزان و دانشجویان توسط یکی از جنس خودشان با اسلحه به رگبار بسته شدند و چندین کشته و زخمی به جای گذاشت . یا اینکه آمار طلاق و تجاوز به عنف چند درصد بالا رفته و یا از هم گسیختگی خانواده های اروپایی سیر صعودی را طی می کند . شیطان پرستی و هم جنس بازی در جامعه اروپایی رونق بیشتری پیدا کرده است . چه بهتر چشم باز کرده به اطراف خود نگاه کنیم و عیوبمان را بهتر ببینیم . به فکر جامعه خود باشیم و فکری به حال خود کرده و عیوبمان را بر طرف کنیم. شاید به نظر جامعه شناسان و روانشناسان و کسانی که دست اند کار مسائل تربیتی اروپا هستند اینگونه باشد که این پدیده ها در جوامع صنعتی و متمدن امری طبیعی است . ولی در جامعه اسلامی ما غیر طبیعی ، ناپسند ، ناهنجار و نکوهیده می باشد . اتفاقاتی از این دست در جامعه های اروپایی با نگرششان به مذهب و حد و حدود آزادیشان و با توجه به شناخت ما از پیشینه ی زندگی آنان دور از انتظار نیست . شاید به قول خودشان تا حدودی هم طبیعی جلوه کند و انتظاری هم جز این در جامعه اروپایی با قوانینشان نمی توان داشت . قوانینی هم چون آزادی ، هم جنس بازی یا آزادی اسلحه و شرب خمر و... ولی در جامعه اسلامی ما اینگونه مسائل و اتفاقات به دور از انتظار می باشد . ما خود باید بکوشیم و جامعه خود را بسازیم . هر کس تنها فقط به فکر خود نباشد و به فکر این نباشد که گلیمش را از آب بکشد چرا که یک ویروس در جامعه به سرعت منتشر می شود و به قول قدیمی ها : "یک بز گر گله ای را گر می کند ." بیایید بستر را برای یک زندگی خوب و ایده آل و خداپسندانه در جامعه مان فراهم آوریم و پا پس نکشیم که خدای نکرده خودمان هم در این گرداب غرق نشویم و این بلا ، دامن ما را هم نگیرد ، چه بسا گرفته و دامن گیر شده ایم و به روی خود نمی آوریم . در جامعه ای نه طالبانی و نه اروپایی که ما زندگی می کنیم . "لا شرقی لا غربی" در جامعه ای که خط و مشی اسلام را دنبال می کنیم انتظاری بیشتر از آن می رود که این گونه بسر بریم . بیایید به مسائل تربیتی جامعه مان بی تفاوت نباشیم و گذرا از آن عبور نکنیم . بیایید با فعال کردن گروه های مشاوره و تاسیس مؤسسات مشاوره و راهنمایی جوانان در تمام مدارس و دانشگاه ها و انتشار کتاب های راهنمایی و مشاوره و تربیتی و بخصوص از طریق روانشناسی و روانکاوی و تشویق جوانان به مطالعه بویژه کتابهای تربیتی گامی برداشته و توان فکری و عملی جوانان را ارتقا دهیم. اقتصاد ، تسهیلات ، جامعه ای صنعتی ، ماهواره و فضانوردی و انرژی هسته ای به جای خود مطلوب و پسندیده و نیکوست ؛ ولی این را بدانیم که استفاده از این موارد و تکنولوژی نیاز به انسان هایی با ادب ، شایسته ، تربیت شده در مکتب اسلام ، با تقوا ، مؤمن ، ولایتی و متعهد را دارد . حال جامعه اسلامی ما ، مربیان ، معلمان و اساتید ، پدر و مادر ها ، همه و همه باید سعی و تلاش داشته باشند تا این گونه افرادی را برای جامعه تربیت و تحویل دهیم . این را بدانیم که هر یک از آحاد جامعه به نحوی در تربیت فرزندان این مرز و بوم به سهم خود مسئول هستیم . حال تو ای خواننده عزیز و شما ای پدر و مادر ها مسائل تربیتی را جدی بگیرید و کمک کنید تا جامعه ای ایده آل و اسلامی داشته باشیم و سعی و تلاشمان بر آن باشد تا جامعه و مردممان را از انحطات  و سقوط نجات دهیم . ان شاء الله  آمین یا رب العالمین